عضویت در خبرنامه نخستان

خانه » تازه های نشر » اخبار نشر » ترجمه رمان دا به اسپانیایی

ترجمه رمان دا به اسپانیایی

۲۷

مهر

۹۳

ترجمه رمان دا به اسپانیایی

بعد از ترجمه رمان دا نوشته سیده‌ اعظم حسینی به انگلیسی، ترجمه دا به زبان اسپانیایی توسط  نجمه شبیری ، سرپرست بخش اسپانیولی دفتر ترجمه حوزه هنری انجام گرفته است و قرار است بخش ویرایش کتاب توسط یک ویراستار اسپانیایی صورت گیرد و احتمالا تا خرداد سال آینده آماده تحویل به حوزه هنری می‌شود.

شبیری قصد دارد این کتاب را در کشور مورد نظر به چاپ برساند زیرا بر این اعتقاد است که چاپ کتاب در داخل کشور و اهدای آن، از بزرگ‌ترین اشتباهاتی است که می‌تواند اتفاق بیفتد. باید برای کتاب پول خرج شود، باید مانند هر کالای دیگری تبلیغات مناسب داشته باشد و به خوبی به فروش برسد.

رمان دا

رمان دا شرح حال روزهای ابتدایی روزهای جنگ است و مقاوت مردم در خرمشهر. در قسمت‌های آخر کتاب ، شرح کلی از طول مدت جنگ و وضعیت جنگ زدگان در شهر‌های مختلف نیز ارائه می‌دهد.

داستان دا توسط زهرا دختر کرد تبار ۱۷ ساله که از بصره عراق به علت ایرانی بودن به همراه خانواده سالها قبل رانده شده‌اند روایت می‌شود و خاطرات خود از روزهای اول جنگ و وضعیت خرمشهر را بازگو می‌کند.

قسمت‌های ابتدایی کتاب بسیار دردناک است. چرا که او که اینک در غسال خانه مشغول غسل و کفن کردن شهیدان و مردمان عادی است که کشته شده‌اند و صحنه‌های دل خراشی را که دیده است به تصویر می‌کشد. البته به نظر من این بخش مقداری طولانی شده است و جا داشت که قسمتهایی از آن کم شود.

یکی از اوج‌های داستان زندگیش زمانی است که پدر شهید ش را خود در قبر می‌گذارد و با او ودا می‌کند. ۷ روز بعد برادر بزرگتر  خود را که او نیز به شهادت رسیده است در قبر می‌گذارد و با او ودا می‌کند.شاید لحضه‌های ودای او با برادر غمبارترین قسمت‌های کتاب باشد. برادری که توانایی‌های بلقوه و بالفعل زیادی داشته و محبوب خانواده بوده است. او مرگ برادر را از مادر یا همان  دا مخفی می‌کند تا مادر از شهر خارج شود.او امدادگر می‌شود و با دو پسر هم سن و سالش به جنگ با دشمن بعثی می‌پردازد.این قسمت زندگی لحظه‌های ناب و هیجان انگیزی است که او با خود به همراه دارد. تا آنکه در خط مقدم زخمی می‌شود و به بیمارستا ن اعزام می‌شود. ازآن پس مشکل جنگ زدگان و خیانتهای جنگ را باز گو می‌کند.

در قسمت‌هایی از کتاب نشان داده می‌شود که چگونه بین نیروهای رزمنده جنگ اختلاف و دو دستگی وجود دارد. سپاهیان، بنی صدر را مسئول سقوط شهر می‌دانند و ارتشیان  رهبر کشور را مسئول حمله عراق به ایران می‌دانند.

و این اختلافات باعث سقوط خرمشهر می‌شود.

این کتاب ساده زیستی سپاهیان را نشان می‌دهد( حدود سالهای ۶۱ تا ۶۵) که چگونه در راه وطن از خود گذشتگی کردند.از خود، از زندگی ، از فرزندانشان گذشتند.

یکی از تاثیر گذارترین لحظه‌های کتاب که بغض را تبدیل به اشک می‌کند. لحطه خبر کردن دا از شهادت علی، محبوب‌ترین پسرش  بعد از ۴ ماه توسط پاپا یا همان پدر بزگ زهرا است.

اذان نماز صبح را می‌دهد و شروع به خواندن مرثیه عاشورا می‌کند( به زبان عربی، چرا که آنان کرد ایلام و ساکن بصره بوده اند). تک تک یاران مولا حسین را مقتل خوانی می‌کند و با صدای بلند شیون می‌کند. از مولا حسین می‌خواند و هنگامی که به علی اکبر می‌رسد به دخترش می‌گوید سید علی تو هم به علی اکبر حسین پیوست…

اخبار و مطالب مرتبط با:

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سه + 7 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>