عضویت در خبرنامه نخستان

خانه » تازه های نشر » اخبار نشر » انتشار رمان مرده ریگ

انتشار رمان مرده ریگ

۱۳

اسفند

۹۲

انتشار رمان مرده ریگ

رمان”مرده ریگ”  نوشته محمدرضا سالاری با همکاری نشر هیلا منتشر شد.

رمان مرده ریگ

مرده ریگ داستان پیرمردی را روایت می‌کند که در طول سفری جان خود را از دست می‌دهد و هر یک از اطرافیان او داستان را از زاویه دید خود روایت می‌کنند.

برای واژه مرده‌ریگ در فرهنگ‌های فارسی این معانی درج شده است: میراث، ارث، بازمانده، آن‌چه از مرده باز می‌ماند و ارثیه.

رمان «مرده‌ریگ» بخش‌های مختلفی دارد که با اسامی افراد روایت‌کننده مشخص شده‌اند. این بخش‌ها عبارت‌اند از: شیوا، مهری، کوروش، آرش، شیرین و بامر.

دارند آدم را زنده زنده توی گور می‌کنند. آهای یکی به دادم برسد. این‌جا دیگر کجاست؟! آقا، من غلط کردم خواستم بروم کویر.

رمان-مرده-ریگ محمدرضا سالاری

 بخشی از داستان

این بلوچ دیگر از کجا پیدایش شد. پس این بچه تهرانی کجا رفت. نکند مرده‌ام. آقا، چی‌کار می‌کنی؟ این آب خوردن ندارد. من این بابا را یک جایی دیده‌ام. جان من، نو منجی من هستی؟ خدا شکرت. بخور که تشنه نباشی. نوش جانت. نکند سر از کویر درآورده‌ام. چه سکوتی دارد این‌جا! بوی خاک نمور می‌آید. خدایا همه‌اش مال آن کاری است که کردم. نبایستی آن بچه‌گراز را زنده‌‌به‌گور می‌کردم. تقصیر خودش بود. آمد و پایم را بو کشید. ساحل را کنده بودم که به آب برسم. پایم زخم شده بود. پایم رخم شده بود. توی آب پایم گرفت به تیزی یک تکه شیشه شکسته. حیوان آمد و پایم را بو کشید. بعد افتاد به لیسیدن زخمم. همه خونم را لیسید و کنار پایم لم داد. چشم‌های سیاهی داشت. گوش‌هایش را یکی بریده بود. با لگد انداختمش توی گودال و رویش ریگ ریختم. زوزه نکشید. انگار احساس کرد دارم باهاش بازی می‌کنم…

اخبار و مطالب مرتبط با:

۱ دیدگاه

  1. جلسه نقد رمان مرده ریگ ۱۶ اریبهشت ۹۳ با حضور نویسنده و منتقدان: فرحناز علیزاده ،شهرام اقبال زاده و فرید قدمی . به امید دیدارتان ساعت ۴ در فرهنگسرای فردوس

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


9 − یک =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>