عضویت در خبرنامه نخستان

خانه » تازه های نشر » اخبار نشر » یه دقیقه حرف نزن !

یه دقیقه حرف نزن !

۱۶

مهر

۹۳

یه دقیقه حرف نزن !

مجموعه‌داستان یک دقیقه حرف نزن ! ، نوشته سارا جمال‌آبادی توسط نشر چشمه منتشر و راهی بازار نشر شد.

« یه دقیقه حرف نزن ! » شامل بیست داستان است، داستان‌هایی که راوی متفاوتی دارند و احتمالاً برای خواننده‌ی این مجموعه، تجربه‌ی متفاوتی را رقم خواهد زد.

به گفته جمال آبادی داستان‌هایی که در این مجموعه آورده شده از یکدیگر کاملا مستقل هستند، اما در عین‌حال خواننده می‌تواند ارتباطی را میان آن‌ها احساس کند.

از عناوین داستان‌های این مجموعه می‌توان به ،  هواپیما، پوست پیاز، باز دوباره صبح شد، چشماتو ببند، گربه سفیده، مرمره‌ها، دایی مرتضا اومده ، اشاره نمود.

موضوع این داستان ۳ سالگی تا ۱۰ سالگی دختر بچه ایی است که از زبان خودش به عنوان راوی ، روایت می‌شود ، یه دقیقه حرف نزن! شامل اتفاقات قبل از مدرسه ، اتفاقات داخل مدرسه و جاهای دیگری است که برای او رخ می‌دهد . تمام داستان‌ها در بازه‌ی زمانی اوایل دهه‌ی شصت تا اوایل دهه‌ی هفتاد رخ می‌دهند.

 گروه سنی مخاطبان این مجوعه همانطور که خود جمال آبادی می‌گوید ، درست است که کتاب روایت دختر بچه را بیان می‌کند اما فقط برای گروه سنی کودکان نیست. قصد مقایسه با شل سیلور اشتاین را ندارم اما همان طور که نوشته‌های او گروه سنی ندارند این اثر نیز گروه سنی ندارد و می‌تواند برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان خواندنی باشد.

بخشی از داستان سیاوش دوست ما نیست کتاب یه دقیقه حرف نزن !

خانم به همه‌ی ما یک شیر مثلثی و نی می‌دهد و می‌گوید اول به خدا بگوییم خیلی ممنون و بعد شیرمان را بخوریم، اما سیاوش به حرف خانم گوش نمی‌دهد و نی‌اش را محکم توی شیرش فرو می‌کند. شیر بیرون می‌پاشد و صورت سیاوش شیری می‌شود. همه می‌خندیم. سیاوش هم می‌خندد و داد می‌زند «شیرم ریخت.»

«چرا این‌جوری کردی؟»

خانم روی میز را پاک می‌کند. صورت سیاوش را هم می‌شورد. شیما می‌گوید اگر سیاوش اذیتش کند به باباش می‌گوید. مهیار هم می‌گوید اگر سیاوش اذیتش کند با مشت می‌زند توی دلش تا پرت شود روی زمین. من هم به سیاوش می‌گویم اگر من را اذیت کند به خانم می‌گویم. سیاوش هم با مشت روی میز می‌کوبد و داد می‌زند «مامان…»

«همه باید شیراشونو بخورن.»

سیاوش فکر می‌کند خانم مهدمان مامانش است. من و شیما و مهیار به سیاوش می‌خندیم. من به سیاوش می‌گویم این مامان تو نیست،‌ خانم مهد است. شیما هم می‌گوید سیاوش لوس است! مهیار چیزی نمی‌گوید اما با دستش محکم می‌کوبد روی دست سیاوش که می‌خواهد شیرش را بردارد. سیاوش دوباره داد می‌زند «مامان…»

«چی می‌گی سیاوش؟»….

این کتاب با ۱۲۱ صفحه، تیراژ هزار نسخه و قیمت ۷ هزار تومان به بازار کتاب عرضه شده است .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سه − = 0

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>